روز شوراها؛

در تقویم رسمی کشور ما (ایران) روز نهم اردیبهشت به عنوان روز شوراها یاد شده است. شورا یک اصل عقلی است که آموزه های دین اسلام در کتاب و سنت نیز بر آن صحه گذاشته است. انقلاب اسلامی ایران نیز که بر مبنای آموزه های اسلامی در چارچوب هدف سلبی خود با استبداد و خودرایی فرمانروایان به مبارزه برخاست و تحقق مشارکت عمومی مردم در تعیین سرنوشتشان را به عنوان یک هدف ایجابی برگزید. اصل ارزشمند شورا را مورد توجه جدی قرار داد و قانون اساسی هنگامی که در بیان اصول کلی حاکم بر نظام جمهوری اسلامی در اصل ششم شیوه اداره امور کشور را بر آراء عمومی مبتنی کرد و روش آن را انتخابات قرارداد، به موازات اشاره به انتخاب رئیس جمهوری و نمایندگان مجلس شورای اسلامی، از انتخاب اعضای شوراهای اسلامی نیز به عنوان ابزاری برای تحقق حاکمیت مردم و تجلی اراده عمومی یاد کرده است.
قانون اساسی جمهوری اسلامی تبیین شیوه انتخاب اعضای شوراها، چگونگی وظایف و اختیارات و نحوه نظارت آنها را به قانون عادی محول کرده است. مجلس شورای اسلامی از زمانی که برای اولین بار در آذر ۱۳۶۱ ماه قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور را در ۵۳ ماده به تصویب رساند تا زمانی که در خرداد ماه ۱۳۷۵ قانون کنونی شوراها را تصویب کرد، در دوره های مختلف قانون مزبور را در چندین مورد حک و اصلاح کرد اما اکنون که قانون شوراها در مرحله عمل به آزمون گذاشته شده از جهات مختلف کاستی های آن آشکار شده است. تحقق همه آنچه مدنظر تدوین کنندگان قانون اساسی از نهاد شورا بود در چارچوب قانون فعلی امکان پذیر نیست، این قانون نیازمند اصلاح است. اکنون اگرچه دست اندرکاران امور شوراها در وزارت کشور از تهیه و تنظیم لایحه اصلاح قانون شوراها خبر می دهند اما با توجه به اینکه یک قانون خوب که زمینه عملی داشته باشد باید تأیید عقل جمعی جامعه را نیز به همراه داشته باشد، بر همین اساس پیشنهاد می شود وزارت کشور لایحه اصلاح قانون شوراها را قبل از تصویب در نهادهای مربوطه منتشر کند تا در پرتو عقل جمعی جامعه و توسط کارشناسان حوزه های مختلف بیشتر صیقل خورد و از کاستی های احتمالی آن کاسته شود.
شورا یک نهاد جمعی تصمیم گیری مبتنی بر شیوه دمکراسی است. در چنین چارچوبی جایی برای تک روی فردگرایانه باقی نمی ماند. بنابراین ضروری است آن دسته از افرادی که با نگرش غیر از این به عضویت شوراها در آمده اند نگاه خویش را تغییر دهند. مردم نیز باید این نکته را مدنظر داشته باشند و در انتخابات آینده شوراها افرادی که دارای منش شورایی هستند برای این نهادها انتخاب کنند.
بدون تردید با تأسیس شوراها قدرت بخشی از نهادهایی که در نبود شوراها وظایف آنها را بر عهده داشته اند کاهش یافته است. این امر باعث نوعی چالش حفظ قدرت بین این سازمانها از یک سو و شوراها برای کسب قدرت واقعی از سوی دیگر شده است.
این چالش عملی با نوعی نگرش حداقل گرایانه و حداکثر گرایانه به قدرت شوراها همراه گشته است. از یک سو برخی سازمان های اجرایی کمترین وظایف و اختیار را برای شوراها قائل هستند و در سوی دیگر برخی اعضای شوراها چنان اختیارات حداکثری را برای خویش متصور می شوند که در پرتو آن جایی برای وظایف و اختیارات سایر نهادهای قانونی کشور باقی نمی ماند. حل این مشکلات ضمن آن که با اصلاح قانون شوراها ارتباط دقیق دارد به اصلاح ذهنیت های مطلق گرای برخی دست اندرکاران نهادهای اجرایی و نیز اعضای شوراها نیازمند است.
اگر بهترین قوانین برای فعالیت شوراها به تصویب برسد و اگر بهترین افراد دارای منش شورایی به عضویت این نهادها درآیند و اگر ارتباط شوراها با سایر نهادها در بهترین سطح ممکن برقرار گردد، اما مردم به عنوان کسانی که اعضای شوراها به عنوان نمایندگان آنها قصد تحقق اراده و حاکمیت آنها را دارند در این مسیر جدی گرفته نشوند، بدون تردید شوراها در نیل به اهداف خود ناتوان خواهند بود. همراهی و همگامی مردم با شوراها نیز نیازمند فراهم بودن بسترهای مناسب فرهنگی و اجتماعی است و فراهم نمودن این بسترها نیز بیش از هر چیز بر عهده خود شوراها است.
روز جهاني كار و كارگر
.jpg)
از هنگامي كه آدمي بر كره زمين پديد آمد، براي رفع نيازهاي خود نيازمند كوشش بود. زندگي انسان بر محور كار ميگردد و كار، تلاش انسان جهت حصول به هدف معين است. كليد گشايش هر استعدادي در درون انسان كار است. كار بزرگترين و شايد زيربناييترين بخش زندگي انساني است. چرا كه از كار ميتوان به جوهره دروني افراد پي برد و وقتي اين جوهرههاي دروني آشكار شوند و استعدادهاي بالقوه به منصه ظهور برسند ميتوان به وجود جامعهاي پويا اميدوار بود.
مكاتب كوناگون بشري ديدگاههاي مختلفي درباره كار داشتهاند. در انديشه يونان باستان از آنجا كه كار به بردگان اختصاص داشت فعاليتي تحقيرآميز و پست شمرده ميشد و اين ديدگاه در آثار فلاسفه يونان نيز وجود دارد. بتدريج در قرون وسطا وحاكميت كليسا بر اروپا تشويق به انجام كار براي كسب درآمد به وجود آمد. با گذشت زمان در دوران رنسانس و شكلگيري عقايد جديد درباره انسان و دين و دنيا، كار جايگاه و اصالت خاصي يافت. در جهانبيني اسلامي، كار مفهوم ويژهاي دارد و آثار آن تمام صحنه هستي را ميگيرد و دنيا و آخرت را به هم گره ميزند.
در فرهنگ غني اسلامي ما، سلوك الهي داراي دو بخش است: بخش مادي و بخش معنوي، بخش ماديش كار است و بخش معنويش نماز، و از اينجا ميتوان به اهميت كار در جامعه اسلامي پي برد.
كارگر از نظر قانون كار، كسي است كه به هر عنوان در مقابل دريافت حقالسعي، اعم از مزد، حقوق، سهم سود و ساير مزايا به درخواست كارفرما كار ميكند. طبقه كارگر يك طبقه اجتماعي است و از افرادي تشكيل ميشود كه در مشاغلي كار ميكنند كه نياز به قدرت بدني و كار دستي دارد. كارگر از ديدگاه اسلام بسيار محترم و ارزشمند است. كارگران شريفترين انسان هاي اجتماع هستند، بطوري كه رسول گرامي اسلام(ص) و اميرالمؤمنين علي(ع) و ساير امامان معصوم(ع) از كار كردن به عنوان عملي دنيوي و اخروي كه داراي اجر و ثواب بسيار است ياد نموده و نسبت به آن توصيههاي بسيار شده كردهاند. در اين آموزهها، به كارگري كه براي اداره زندگي خانوادهاش سعي و تلاش ميكند عنوان «جهاد كننده در راه خدا اطلاق شده است.» امامان و پيشوايان دين(ع) در سخن و در عمل به مسئله كار و اشتغال تأكيد داشته و از بيكاري به شدت دوري كردهاند. در روايات آمده است كسي كه به كار و تلاش مشغول است، از كسي كه كار را رها كرده و به عبادت خدا مشغول است اجر و پاداشي فزونتر دارد. و نيز در روايات است كه دعاي بيكار هر چند عابد باشد مستجاب نميشود. همچنين در خبر آمده است كه پيامبر اكرم(ص) كارهاي خانه را انجام ميداد و در احاديث ذكر شده است كه امام صادق(ع) فرمود: هر آنكس كه جامه خود را بدوزد و نعلينش را وصله زند وكالاي مورد نياز خانه را خود حمل كند از تكبر ايمن باشد.
روز معلم

قلم دردست مي گيري وبر لوح دلم نقش ها مي زني از بهترين ياد ها و نام ها. نقشي از آب ، نقشي از گل محمدي، از پدر، از مادر، ازآبي آسمان و نقشي ماندگار از خدا.
با قلمداني خالي از دانايي به مكتبت مي آيم و با توشه هاي فراواني از قلم و علم و ادب و سوال و جواب و دانستن، بدرقه ام مي كني. مهربان تر از تو دايه اي ديده اي اين گونه با سخاوت و سخن شناس و دل آگاه؟
اينجاست كه معني اين كلام مشهور را بهتر مي فهمم كه:
«اگر به جاي اسلحه، با معلم به جنگ دنيا مي رفتيم، همه دشمنان نابود مي شدند.»
تكرار مكررات مي كنم،جسور شده ام، نكند معلمي از اين گونه بي محابا گفتنم برنجد!
در عظمت ياد تو چه يادكردي عزيزتر و آسماني تر از اين درّ گرانقدر كه از منبع فيض كلام، پيامبر مهر و رحمت و ارشاد، خلاصه دل و جان عالم، مقصد آفرينش و مقصود گيتي گردون، اول انبيا در رتبت و آخر ايشان در رسالت، محمد مصطفي (ص) فرو تراويده كه: «اِنّي بُعثتُ مُعلِّماً»
با خويش كلنجار مي روم روبروي معلمي اگر بايستم چه بگويم؟ در برابرم شمع روشني مي بينم كه آرام و بي ادعا ذوب مي شود و نور مي دهد. جان گرامي اش قطره قطره فرو مي چكد و در محراب پرتو افكني اش صدها پروانه عاشق به نياز و راز ايستاده اند و تو باز اشك مي ريزي و به پاي دانش اندوزان و معرفت جويان فرو مي چكي.
خدمت به تو خدمت به تمام فضائل است. خدمت به تو خدمت به حس پريدن است خدمت به خوب ديدن و خوب شنيدن است. اما هزاران اميد و نويد خوبان، گرد ملال بر رخسار دانش افروزت نشانده اند. چه نام ها كه از پرتو وجود تو نامي شده و چه نان ها كه از سفره بي بخل تو تناول شده است. تو را چه باك. كه تو معلم اميد و بشارتي. اي ابر پرسخاوت دانش! باز هم فرو ببار و دل به روزهايي ببند، كه نهال هايي را كه درزمين دانايي به دست تدبير و مراقبت وخون دل كاشتي ثمر دهند. اين برترين پاداش معلمي است.