تبليغاتX
وبلاگ ذبیح الله میقانی

نقشی تازه در انجام مسئولیت ...

در همه ی این سال ها به رغم دغدغه های ذهنی فراوان از آنچه رخ داده و یا اتفاق خواهد افتاد ، وقتم به مراجعانی که در محل کار آمد و شد داشتند ، سپری شد . تاکنون واسطه ای بودم که تلاش میکردم نقش سازنده و موثری را در باز کردن گره مشکلات شهروندان عزیز داشته باشم اما اکنون قصد دارم با ورود به تجربه ای جدید ، کارساز و موثر ، نقش تازه ای را در کنار همه ی مسئولیت ها ایفا نمایم . به همین سبب با راه اندازی وبلاگ قدم به دنیای مجازی خواهم برد به نیت داشتن دنیایی عادلانه تر و اینکه دانستن و آگاه شدن حق همه است ، سعی دارم با اطلاع رسانی درست ، واقعی و منطقی ، شرح وقایع و مسایل شهرمان را به آگاهی شهروندان عزیز و مسئولان محترم برسانم . در این مسیر از همه ی رهنمودهای دوستان ، دلسوزان و صاحب نظران شهرمان گرگان و ایران عزیزمان استقبال خواهم داشت .

راهكارهاي تقويت خلاقيت در سازمان
ارسال شده در تاریخ چهارشنبه سوم خرداد 1391 ، ساعت 14:1

 

خلاقيت و توليد افکار و انديشه هاي جديد توسط مديران و کارکنان سازماني داراي اهميت ويژه اي است و اين مهم در سازمان از جايگاه والايي برخوردار است. امروزه سازمانهايي موفق هستند و مي توانند در دنياي پررقابت ادامه حيات بدهند که دائماً افکار و انديشه هاي جديد را در سازمان کاربردي کنند و اين امر توسط مديران و کارکنان خلاق امکان پذير است نه تنها در سازمانها بلکه در نظامهاي آموزشي نيز تاکيد عمده بر پرورش خلاقيت دانش آموزان و دانشجويان است. معيار اساسي موفقيت يک نظام آموزشي در اين است که چقدر افراد بافکر و خلاق تربيت مي کند و به تعبيري معلم خوب را کسي مي دانند که تفکر و چگونگي استفاده از اطلاعات را به دانش آموزان ياد دهد و آنها را خلاق بار آورد. بنابراين، خلاقيت براي بقاي هر جامعه و هر سازماني لازم است و براي ايجاد و تداوم آن در افراد سازمان بايستي عادت به تفکر را در مديران و کارکنان ايجاد کرد چرا که خلاقيت با تفکر به وجود مي آيد و ارزش تفکر به قدري زياد است که در تعاليم اسلامي ارزش يک ساعت تفکر گاهي با 60 سال عبادت بدني بدون تفکر ارتقا يافته است. وقتي تفکر براي انسان سازماني عادت شود به دنبال آن خلاقيت و توليد افکار و انديشه هاي جديد در تک تک کارکنان به صورت يک امر روزمره و هميشگي درآمده و نهادي مي گردد و سازمان تبديل به يک سازمان خلاق مي شود که حاصل آن ايجاد سينرژي در خلاقيت است. مفهوم و ماهيت خلاقيت

از خلاقيت تعاريف متعددي به عمل آمده است. در فرهنگهاي لغت فارسي خلاقيت به معناي آفريدن، به وجود آوردن و آفرينش به کار رفته است. در اين مقاله به بعضي از تعاريف خلاقيت اشاره مي شود: خلاقيت به معناي توانايي ترکيب ايده ها در يک روش منحصر به فرد يا ايجاد پيوستگي بين ايده هاست.

به کارگيري روش هاي تحقيق علمي و روش حل مسئله براي مديران خلاق و نوآور امري طبيعي و روزمره است. بنابراين، آنها در انجام کارهاي ريز و درشت و سخت و آسان مراحل زير را به کار مي گيرند.

الف - شناسايي مشکل : در اين مرحله مشکل از ابعاد مختلف مورد شناسايي قرار گرفته و تبيين مي گردد

ب - بررسي عـلل مشکل: در اين مرحله منشـا به وجود آمدن مشکل بررسي مي شود تا بهتر بتوانند راه حلها را شناسايي کنند

ج - تعيين و بررسي راه حلهاي ممکن: در اين مرحله باتوجه به نوع و مــــاهيت مشکلات راه حلهاي زيادي مورد بررسي و شناسايي قرار مي گيرد

د - تعيين معيارها براي سنجش راه حلها: در اين مرحله معيارهاي مختلف اقتصادي، سياسي، فــــــرهنگي، اجتماعي، اخلاقي و... تعيين مي گردد

ها- تعيين نتايج حاصل از مقايسه راه حل با معيارها

و - انتخاب راه حل مناسب

ز - اجرا و ارزيابي در اين مرحله راه حل به کار گرفته شده به صورت

به طور کلي ويژگيهاي مديران خلاق در بعد داشتن روحيه علمي و پژوهشي به طور فهرست وار عبارتند از:

  • داراي روحيه کنجکاوي قوي هستند
  • از مطالعه مطالب و موضوع هاي جديد لذت مي برنند
  • به جاي حل مشکل عمدتاً مسئله ياب هستند و قبل از بروز مشکل به سراغ مشکلات و حل آنها مي روند
  • داراي تفکر علمي و فعاليت هاي نظام مند هستند
  • گرايش غالب به حل مشکلات اجتماعي از طريق تحقيق و پژوهش دارند
  • برخورد اصولي و منطقي با پديده ها و مسايل و افراد دارند
  • در پي توليد افکار و انديشه هاي جديدند
  • به دنبال بومي کردن تحقيق و پژوهش در امور عادي کار و زندگي هستند
  • در تعريف و انتخاب اهداف پژوهش و مسائل پژوهشي دقت دارند.

 

برون سپاری از روش های نوین مدیریت
ارسال شده در تاریخ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ، ساعت 10:33

امروزه مسایلی چون افزایش فشارهای رقابتی، دشواری های کسب و کار، محدودیت منابع، پیچیدگی های تکنولوژیک و تخصصی شدن کارها، شتاب تحولات محیطی، عدم اطمینان به آینده، افزایش هزینه ها، بزرگ شدن بیش از اندازه برخی از سازمان ها و نیز محدودیت های قانونی سبب شده است تا سازمان ها در الگوهای مدیریتی خود تجدیدنظر کرده و برای دست یابی به مزیت های رقابتی در دنیای کنونی کسب و کار به استراتژی های جدیدی روی آورند. یکی از این استراتژی ها، تمرکز بر شایستگی های اصلی و واگذاری انجام بسیاری از فعالیت ها به منابع خارج از سازمان (برون سپاری) است.

برون سپاری نیز مانند هر مقوله دیگری موافقان و مخالفانی دارد، لیکن بررسی های نشان می دهد آنان که اجرای نادرست برون سپاری اسیب دیده اند، از عمده ترین منتقدان این استراتژی هستند. پیام مهم مولفان این اثر، جلب توجه تمامی دست اندرکاران برون سپاری در تمامی سازمان ها به لزوم داشتن نگاه علمی به برون سپاری و ایجاد سیستمی برای مدیریت اثر بخش آن است.

برون سپاري به عنوان يك روش مناسب با شرط دارا بودن ويژگي هاي لازم م می تواند ابزار مفيدي براي صرفه جويي در وقت و هزينه و ارتقاي كيفيت و آزاد سازي منابع باشد. برون سپاری در واقع سپردن برخی مسئولیت ها به یک شرکت یا یک شخص ثالث، و بستن قرارداد با آنهاست تا برخی کارها را انجام دهند. به بیانی دیگر برون سپاری در مفهوم اولیه خود بدین معناست که بخشی از فعالیتهای یک شرکت به بیرون سپرده شود و در حقیقت خود شرکت از فرایند خارج شود و کارها توسط شخص ثالث انجام شود. به عنوان مالک یک شرکت کوچک، شما احتمالا به فکر برون سپاری قسمتی از کسب و کار خود افتاده اید. مزایای برون سپاری به نظر آشکار می رسد و کارشناسان آن را در تمامی صنایع، از فناوری اطلاعات و حسابداری گرفته تا بازاریابی و منابع انسانی، به عنوان پاسخی به کاهش هزینه ها در کسب و کار پیشنهاد می کنند؛ به نظر می رسد این امکان وجود دارد که شما می توانید کل شرکت را بدون استخدام حتی یک کارمند اداره کنید.

ساده ترین و عمومی ترین تعریف ارائه شده برای برون سپاری عبارت است از واگذاری بخش یا بخش هایی از فعالیت های داخلی سازمان به اشخاص حقیقی یا حقوقی بیرون از سازمان. این استراتژی هنگامی اتفاق می افتد که اجرای هدف، وظایف و عملیات هایی که تاکنون از طریق منابع داخلی تامین می شده است، از طریق ارتباط برقرار کردن با یک تامین کننده خارجی در درون محدوده مورد نظر ما در درازمدت انجام می پذیرد. برون سپاری به معنای خرید بخشی از منابع یا امکانات یک شرکت توسط یک شرکت یا سازمان دیگر است. برون سپاری نوعی مقاطعه کاری یا قرارداد است. قراردادی که بر اساس آن  قسمتی از  توانایی ها و خدمات شرکت دیگری در کالبد امور جاری شرکت یا سازمان خود بکار می گیریم.

برون سپاری عبارت است از عمل انتقال بعضی از فعالیت های داخلی یک سازمان و واگذاری حق تصمیم گیری به عرضه کننده بیرون از سازمان بر اساس قرارداد. در حقیقیت و در عمل در برون سپاری نه تنها فعالیت ها منتقل می شوند بلکه عوامل تولید و حق تصمیم گیری نیز در اغلب موارد واگذار می گردد. عوامل تولید عبارتند از: کارکنان، تسهیلات، تجهیزات، فناوری و سایر دارایی ها. حق تصمیم گیری نیز عبارت است از مسئولیت برای تصمیم گیری بر روی اجزاء اصلی فعالیت های منتقل شده.

چیزی که برون سپاری را از روش های دیگر واگذاری فعالیت ها به دیگران تفکیک می کند، توجه خاص این روش به مزیت های نسبی واگذارکننده و تأمین کننده ها می باشد. در این روش، واگذاری فعالیت ها در یک چارچوب انجام می شود و این چارچوب عبارت است از افزایش بهره وری از طریق اموری که تأمین کننده ها دارای مزیت نسبی نسبت به شرکت واگذارکننده هستند. در این روش، فقط تأمین کننده هایی که در موضوع واگذاری مزیت دارند، به عنوان تأمین کننده به حساب می آیند.

مزاياي برون سپاري:

کاهش هزينه‌هاي عملياتي سازمان، تمرکز سازمان بر فرآيندهاي محوري خود، اعمال كيفيت مورد نظر سازمان، دستيابي به تخصص هاي برون سازماني، آزادسازي منابع درون سازماني براي هدف هاي اصلي سازمان، بهبود نتايج مالي، کاهش هزينه سربار، افزايش نرخ بازده سرمايه، نوآوري، انعطاف در قوانين و مقررات، تعديل منابع انساني.

 معايب برون سپاري:

دشواري کنترل بر فرآيندهاي برون سپاري شده، وابستگي سازمان به تامين كننده، تغيير در شرايط کاري سازمان در طول زمان، دشواري بازگشت به شرايط پيش از برون‌سپاري، تاثير كنترل نشده روي کارکنان سازمان، کاهش احساس امنيت شغلي در کارکنان سازمان، افزايش هزينه‌ها اوليه، نياز به سازماندهي يک تيم براي نظارت بر تامين كننده، تغيير ماهيت هزينه‌ها،افزايش ريسک،انتقال مالكيت، حفظ و نگهداري اطلاعات. 

گفتنی است شهرداری گرگان نیز  27 و 28 اردیبهشت ماه میزمان نخستین همایش برونسپاری در شهرداریهابوده است که این همایش به صورت کارگاهی در قالب چهار کارگاه اداری و مالی، شهرسازی، فنی، عمران و ترافیک، خدمات شهری و فضای سبز انجام گرفت.

 

نگاهی به رویدادهای مهم هفته
ارسال شده در تاریخ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ، ساعت 12:24

روز شوراها؛

در تقویم رسمی کشور ما (ایران) روز نهم اردیبهشت به عنوان روز شوراها یاد شده است. شورا یک اصل عقلی است که آموزه های دین اسلام در کتاب و سنت نیز بر آن صحه گذاشته است. انقلاب اسلامی ایران نیز که بر مبنای آموزه های اسلامی در چارچوب هدف سلبی خود با استبداد و خودرایی فرمانروایان به مبارزه برخاست و تحقق مشارکت عمومی مردم در تعیین سرنوشتشان را به عنوان یک هدف ایجابی برگزید. اصل ارزشمند شورا را مورد توجه جدی قرار داد و قانون اساسی هنگامی که در بیان اصول کلی حاکم بر نظام جمهوری اسلامی در اصل ششم شیوه اداره امور کشور را بر آراء عمومی مبتنی کرد و روش آن را انتخابات قرارداد، به موازات اشاره به انتخاب رئیس جمهوری و نمایندگان مجلس شورای اسلامی، از انتخاب اعضای شوراهای اسلامی نیز به عنوان ابزاری برای تحقق حاکمیت مردم و تجلی اراده عمومی یاد کرده است.

قانون اساسی جمهوری اسلامی تبیین شیوه انتخاب اعضای شوراها، چگونگی وظایف و اختیارات و نحوه نظارت آنها را به قانون عادی محول کرده است. مجلس شورای اسلامی از زمانی که برای اولین بار در آذر ۱۳۶۱ ماه قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور را در ۵۳ ماده به تصویب رساند تا زمانی که در خرداد ماه ۱۳۷۵ قانون کنونی شوراها را تصویب کرد، در دوره های مختلف قانون مزبور را در چندین مورد حک و اصلاح کرد اما اکنون که قانون شوراها در مرحله عمل به آزمون گذاشته شده از جهات مختلف کاستی های آن آشکار شده است. تحقق همه آنچه مدنظر تدوین کنندگان قانون اساسی از نهاد شورا بود در چارچوب قانون فعلی امکان پذیر نیست، این قانون نیازمند اصلاح است. اکنون اگرچه دست اندرکاران امور شوراها در وزارت کشور از تهیه و تنظیم لایحه اصلاح قانون شوراها خبر می دهند اما با توجه به اینکه یک قانون خوب که زمینه عملی داشته باشد باید تأیید عقل جمعی جامعه را نیز به همراه داشته باشد، بر همین اساس پیشنهاد می شود وزارت کشور لایحه اصلاح قانون شوراها را قبل از تصویب در نهادهای مربوطه منتشر کند تا در پرتو عقل جمعی جامعه و توسط کارشناسان حوزه های مختلف بیشتر صیقل خورد و از کاستی های احتمالی آن کاسته شود.

شورا یک نهاد جمعی تصمیم گیری مبتنی بر شیوه دمکراسی است. در چنین چارچوبی جایی برای تک روی فردگرایانه باقی نمی ماند. بنابراین ضروری است آن دسته از افرادی که با نگرش غیر از این به عضویت شوراها در آمده اند نگاه خویش را تغییر دهند. مردم نیز باید این نکته را مدنظر داشته باشند و در انتخابات آینده شوراها افرادی که دارای منش شورایی هستند برای این نهادها انتخاب کنند.

بدون تردید با تأسیس شوراها قدرت بخشی از نهادهایی که در نبود شوراها وظایف آنها را بر عهده داشته اند کاهش یافته است. این امر باعث نوعی چالش حفظ قدرت بین این سازمانها از یک سو و شوراها برای کسب قدرت واقعی از سوی دیگر شده است.

این چالش عملی با نوعی نگرش حداقل گرایانه و حداکثر گرایانه به قدرت شوراها همراه گشته است. از یک سو برخی سازمان های اجرایی کمترین وظایف و اختیار را برای شوراها قائل هستند و در سوی دیگر برخی اعضای شوراها چنان اختیارات حداکثری را برای خویش متصور می شوند که در پرتو آن جایی برای وظایف و اختیارات سایر نهادهای قانونی کشور باقی نمی ماند. حل این مشکلات ضمن آن که با اصلاح قانون شوراها ارتباط دقیق دارد به اصلاح ذهنیت های مطلق گرای برخی دست اندرکاران نهادهای اجرایی و نیز اعضای شوراها نیازمند است.

اگر بهترین قوانین برای فعالیت شوراها به تصویب برسد و اگر بهترین افراد دارای منش شورایی به عضویت این نهادها درآیند و اگر ارتباط شوراها با سایر نهادها در بهترین سطح ممکن برقرار گردد، اما مردم به عنوان کسانی که اعضای شوراها به عنوان نمایندگان آنها قصد تحقق اراده و حاکمیت آنها را دارند در این مسیر جدی گرفته نشوند، بدون تردید شوراها در نیل به اهداف خود ناتوان خواهند بود. همراهی و همگامی مردم با شوراها نیز نیازمند فراهم بودن بسترهای مناسب فرهنگی و اجتماعی است و فراهم نمودن این بسترها نیز بیش از هر چیز بر عهده خود شوراها است.

روز جهاني كار و كارگر

از هنگامي كه آدمي بر كره زمين پديد آمد، براي رفع نيازهاي خود نيازمند كوشش بود. زندگي انسان بر محور كار مي‌گردد و كار، تلاش انسان جهت حصول به هدف معين است. كليد گشايش هر استعدادي در درون  انسان كار است. كار بزرگ‌ترين و شايد زيربنايي‌ترين بخش زندگي انساني است. چرا كه از كار مي‌توان به جوهره دروني افراد  پي برد و وقتي اين جوهره‌هاي  دروني‌ آشكار شوند  و استعدادهاي بالقوه به منصه ظهور  برسند مي‌توان به وجود جامعه‌اي پويا اميدوار بود.

مكاتب كوناگون بشري ديدگاه‌هاي مختلفي درباره كار داشته‌اند. در انديشه يونان  باستان از آنجا كه كار به بردگان اختصاص داشت فعاليتي تحقيرآميز و پست شمرده مي‌شد و اين ديدگاه در آثار فلاسفه يونان نيز وجود دارد. بتدريج در قرون وسطا وحاكميت كليسا بر اروپا تشويق به انجام كار براي كسب درآمد به وجود آمد. با گذشت زمان در دوران رنسانس و شكل‌گيري عقايد جديد درباره‌ انسان و دين و دنيا‌، كار جايگاه و اصالت ‌خاصي يافت. در جهان‌بيني اسلامي‌، كار مفهوم ويژه‌اي ‌دارد و آثار آن تمام‌ صحنه هستي را مي‌گيرد  و دنيا و آخرت‌ را به هم گره مي‌زند‌.

 در فرهنگ غني اسلامي ما، سلوك الهي داراي دو بخش است: بخش مادي و بخش معنوي، بخش ماديش كار است و بخش معنويش نماز، و از اينجا مي‌توان به اهميت كار در جامعه اسلامي پي برد.

 كارگر  از نظر قانون كار، كسي است كه به هر عنوان در مقابل  دريافت حق‌السعي،  اعم از  مزد، حقوق، سهم سود و ساير  مزايا به درخواست كارفرما  كار مي‌كند. طبقه كارگر يك طبقه اجتماعي است و از افرادي تشكيل مي‌شود كه در مشاغلي  كار مي‌كنند كه نياز به قدرت بدني و كار  دستي دارد. كارگر از ديدگاه اسلام  بسيار محترم  و ارزشمند است. كارگران  شريف‌ترين انسان هاي اجتماع هستند،  بطوري كه رسول  گرامي اسلام(ص) و اميرالمؤمنين ‌علي(ع)  و ساير امامان معصوم(ع) از كار كردن‌ به عنوان  عملي دنيوي  و اخروي كه داراي  اجر و ثواب بسيار است ياد نموده و نسبت به آن توصيه‌هاي بسيار  شده كرده‌اند. در اين آموزه‌ها، به كارگري كه براي اداره زندگي خانواده‌اش  سعي و تلاش مي‌كند عنوان  «جهاد كننده  در راه خدا اطلاق شده است.»  امامان و پيشوايان دين(ع) در سخن و در عمل به مسئله كار و اشتغال تأكيد داشته و از بيكاري به شدت  دوري كرده‌اند. در روايات آمده است كسي كه به كار و تلاش مشغول است، از كسي كه كار را رها كرده و به عبادت خدا مشغول است اجر و پاداشي فزون‌تر دارد. و نيز در روايات است كه دعاي بيكار  هر چند عابد  باشد مستجاب نمي‌شود. همچنين  در خبر آمده است كه پيامبر اكرم(ص) كارهاي خانه را انجام مي‌داد و در احاديث ذكر شده است كه امام صادق(ع) فرمود:  هر آنكس كه جامه خود را بدوزد و نعلينش را وصله زند وكالاي مورد نياز خانه را خود حمل كند از تكبر ايمن باشد.

روز معلم

قلم دردست مي گيري وبر لوح دلم نقش ها مي زني از بهترين ياد ها و نام ها. نقشي از آب ، نقشي از گل محمدي، از پدر، از مادر، ازآبي آسمان و نقشي ماندگار از خدا.

با قلمداني خالي از دانايي به مكتبت مي آيم و با توشه هاي فراواني از قلم و علم و ادب و سوال و جواب و دانستن، بدرقه ام مي كني. مهربان تر از تو دايه اي ديده اي اين گونه با سخاوت و سخن شناس و دل آگاه؟

اينجاست كه معني اين كلام مشهور را بهتر مي فهمم كه:
«اگر به جاي اسلحه، با معلم به جنگ دنيا مي رفتيم، همه دشمنان نابود مي شدند.»

تكرار مكررات مي كنم،جسور شده ام، نكند معلمي از اين گونه بي محابا گفتنم برنجد!
در عظمت ياد تو چه يادكردي عزيزتر و آسماني تر از اين درّ گرانقدر كه از منبع فيض كلام، پيامبر مهر و رحمت و ارشاد، خلاصه دل و جان عالم، مقصد آفرينش و مقصود گيتي گردون، اول انبيا در رتبت و آخر ايشان در رسالت، محمد مصطفي (ص) فرو تراويده كه: «اِنّي بُعثتُ مُعلِّماً»

با خويش كلنجار مي روم روبروي معلمي اگر بايستم چه بگويم؟ در برابرم شمع روشني مي بينم كه آرام و بي ادعا ذوب مي شود و نور مي دهد. جان گرامي اش قطره قطره فرو مي چكد و در محراب پرتو افكني اش صدها پروانه عاشق به نياز و راز ايستاده اند و تو باز اشك مي ريزي و به پاي دانش اندوزان و معرفت جويان فرو مي چكي.

خدمت به تو خدمت به تمام فضائل است. خدمت به تو خدمت به حس پريدن است خدمت به خوب ديدن و خوب شنيدن است. اما هزاران اميد و نويد خوبان، گرد ملال بر رخسار دانش افروزت نشانده اند. چه نام ها كه از پرتو وجود تو نامي شده و چه نان ها كه از سفره بي بخل تو تناول شده است. تو را چه باك. كه تو معلم اميد و بشارتي. اي ابر پرسخاوت دانش! باز هم فرو ببار و دل به روزهايي ببند، كه نهال هايي را كه درزمين دانايي به دست تدبير و مراقبت وخون دل كاشتي ثمر دهند. اين برترين پاداش معلمي است.

به بهانه هفته سلامت؛
ارسال شده در تاریخ شنبه نوزدهم فروردین 1391 ، ساعت 12:59
 

 

تاملی بر سرمایه اجتماعی و سلامت شهری

  سلامت و ارتباط آن با سرمایه اجتماعی یک شهر در حوزه اجتماعی و فرهنگی مدیریت جامع شهری قرار می گیرد. تعاملات و کنش های متقابلی که مسئولان و مجریان این  بخش از حوزه شهری با شهروندان می توانند به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم داشته باشند، باعث خواهد شد که هنجارهای اجتماعی سلامت شهری به صورت تدریجی در اذهان شهروندان و شهرنشینان نهادینه و جامعه پذیر گردد. این بخش از مدیریت جامع شهری، نقش بسیار بارزی برروی گروه های مختلف شهروندی از طرق مختلف خواهد داشت که شهروندان را نسبت به اجرای پارامترهای سلامت تشویق می نماید.

سرمایه اجتماعی مجموعه ای از هنجارهای موجود در جامعه است که نوعی نظم اجتماعی را برای افراد از طریق ارتباط متقابل ایجاد می کند. در یک سیستم  مدیریت شهری باید سلامت اجتماعی، روانی، جسمی و... شهروندان  را تأمین کرد. این انتظار در قالب مشارکت شهروندان باعث افزایش اعتماد اجتماعی شهروندان نسبت به مدیریت وقت خواهد شد. چنین فرایندی باعث افزایش احساس مسئولیت شهرنشینان برای حفظ سلامت بهداشتی- روانی و اجتماعی  شهروندان می گردد. سلامت شهری و  ارتباط آن با سرمایه  اجتماعی از طریق تعاملات و کنش های متقابلی که مسئولان و مجریان  با شهروندان دارند؛ باعث خواهد شد که هنجارهای اجتماعی سلامتی به صورت تدریجی در اذهان شهروندان نهادینه گردد.

     امروزه، شهروندان از طریق پیوند ارتباطی که با یکدیگر برقرار می کنند؛ به حوزه سلامت روحی و روانی، جسمی و محیطی خود  توجه می کنند. مدیریت بخش سلامت شهری باید برای افزایش سرمایه اجتماعی خود درآمدهای مربوط به سلامت شهری را صرف امور زیر بنایی­تر و پایدارتر نماید. ارتباط سرمایه اجتماعی با سلامت شهری شهروندان از طریق پارامترهایی چون اعتماد و تعامل متقابل، افزایش روح جمعی نسبت به آینده سلامتی شان و... شکل می گیرد. این مسأله ناشی از همکاری جمعی  حاصل می گردد که متاسفانه در جامعه ایران به دلیل سیاست زدگی غلط مدیران شهری این ارتباط به هدر رفته است.

 هدف از ارتباط این دو پدیده باعث بسط تدوام تعامل شهروندان و مسئولان  برای کاهش هزینه های نامربوط و بی جهت سلامت شهری خواهد شد. از سویی سرمایه اجتماعی از بعد اعتماد و تقویت هنجارهای سلامتی می تواند یک شهر سالم و با نشاط را فراهم کند. این هدف باید از طریق برنامه های اجرایی و موثر، همراه  با نظارت مستمر، جامعه پذیرتر و فرهنگ پذیرانه تر شکل گیرد.

سرمایه اجتماعی از طریق تأثیرات بافتی و ترکیبی بر تندرستی شهروندان اثر دارد، این تاثیرات بر سلامتی و طول عمر شهروندان موثر است. الگوهای دوستی ، آسودگی و اعتماد اجتماعی شهروندان به یکدیگر، تماس اجتماعی با دوستان و رفع اضطراب ها و کاهش احساس ناتوانی از داشتن سلامت، حمایت از یکدیگر ، آشنایی متقابل با سایر شهروندان از تاثیرات ترکیبی سرمایه اجتماعی بر حفظ تندرستی و سلامتی شهروندان  است. عواملی چون رشد نهادهای بورکراتیک، تمرکز و تخصص در حوزه  سلامت برنامه ریزی در قالب تشکیل یک دولت رفاه، پیروی مصّرانه افراد سیاسی از برنامه های سلامتی و تندرستی بعد از به قدرت رسیدن، ترویج الگوهای مساوات طلبانه  و مشارکت آمیز شهروندان در حوزه سلامت، آموزش الگوهای رفتار سلامت گونه در زندگی، اختصاص بودجه مازاد حکومت به امر سلامت شهروندان، کاهش نابرابری های بهداشتی و قومیتی و نژادی در بین شهرندان و... از تاثیرات زمینه ای و بافتی سرمایه اجتماعی بر سلامت شهروندان است.

   در واقع در یک جامعه مدنی ،سرمایه اجتماعی مرتبط با سلامتی از طریق افزایش انتشار اطلاعات مرتبط با بهداشت و تندرستی و نهادینه کردن رفتارهای صحیح سلامتی  شکل می گیرد. همچنین اعتماد فردی  با تندرستی و سلامتی در برخی از تحقیقات جوامع عامل موثر سرمایه اجتماعی بر سلامت و میزان سعادت فردی تلقی گردیده است.
     
سرمایه اجتماعی بر بهره مندی از خوشبختی اثرگذار است. این مسئله منجربه رشد و بالندگی، رضایت و زندگی هدفدار جامعه شهروندی خواهد شد؛ این پیامد از همان سنین کودکی باید نهادینه و جامعه پذیر گردد.  این نوع مشارکت شهروندی بر طول عمر افراد،اثر می گذارد؛ و از سوی دیگر خدمات متنوع مدیریت سلامت شهری را در حوزه های اجرایی، با یک روش مشوق برانگیز زندگی همراه خواهد کرد، این منفعت  می تواند سلامتی را در اذهان شهروندان از طریق  اجرای یک برنامه ریزی درون و برون سازمانی  با یک مشارکت متداوم، تغییردهنده؛ به سمت یک زندگی سالم،  شهروندان را سوق  دهد. کیفیت زندگی بهتر و سالم تر بر سرمایه اجتماعی از طریق انسجام اجتماعی شهروندان و همبستگی آنان در حوزه مشارکت مستمر رعایت تندرستی و سلامتی در تمام جنبه هایی که مرتبط با رفتارهای سلامتی انسان  است از منافع اساسی سرمایه اجتماعی بر سلامت است. در فرایند اجرایی مدیریت شهری آشنایی و آگاهی با مخاطرات سلامتی باعث نفع سرمایه اجتماعی بر سلامت شهرنشینی خواهد شد.استفاده از طرح های پژوهشی و نتایجی آن ها در برنامه ریزی های بلند و کوتاه مدت متناسب با سن، درآمد و طبقه اجتماعی و سایرپارامتر های شهروندان  از دیگر منافع سرمایه اجتماعی برسلامت شهری است. از بُعد دیگر  همبستگی اجتماعی بین سازمان های مرتبط با مدیریت شهری باعث بهره مندی اقشار مختلف از خدمات سلامت شهری  و  کاهش نابرابری های سلامتی خواهد شد؛ این انسجام اجتماعی در کاهش استرس ها، افسردگی  ها و سوء بهداشت و سوء تغذیه شهروندان نقش موثری دارد.  بر اساس آنچه که تا بحال بیان کردیم؛در واقع در جوامع یک سری از معیار های روانی و اجتماعی شهروندان چون ثروت و درآمد بر تندرستی و سلامت زندگی شهرنشینان اثر می گذارد، اما آنچه که بین سلامت شهروندان و سرمایه اجتماعی مهم است بررسی استفاده از خدمات و امکانات سلامتی در درون یک جامعه مهم است ؛ نه اینکه ما این امکانات را با سایر ملل از نظر درآمد وتولید سرانه سلامتی شهروندان دیگر مقایسه کنیم. سرمایه اجتماعی با توسعه اجتماعی شهرها رابطه دارد. توسعه اجتماعی از طریق مسئولیت پذیری شهروندان و عوامل اجرایی حکومتی بر حوزه سلامت شهری تاثیر می گذارد. سنجش سرمایه اجتماعی از طریق "اعتماد، اشتغال،مشغولیت مدنی، شبکه های اجتماعی" شاخص های معتبری برای تعامل مثبت توسع اجتماعی و سلامت پایدار شهری می باشد. مجموعه حوزه سلامت شهری از طریق اجرای فرایندها  و روندهای اجتماعی و زیست محیطی مناطق شهری باعث افزایش آگاهی شهروندان در اجرا برنامه های سلامتی و مشارکت نمودن سازمان های مرتبط با آموزش سلامت شهری خواهند شد علاوه براین، نظارت دقیق برای ارتقاء و توانائی های تقویت سرمایه اجتماعی سلامتی در محلات شهری باعث بهبود ارتباطات و افزایش مهارت شهروندان در توسعه پایدار سرمایه اجتماعی و سلامت شهری خواهند شد.

با توجه به اهمیت سلامت شهری و ارتباط تنگاتنگ آن با مقوله سرمایه اجتماعی می طلبد سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری گرگان نیز این موضوع را در اولویت برنامه های فرهنگی سال جاری خود قرار دهد و با بررسی همه جانبه این موضوع برنامه ریزی دقیق و مطلوبی را در این راستا در دستور کار خود قرار دهد.

 

 

 

آموزش فرهنگ درختكاري و احترام به محيط زيست
ارسال شده در تاریخ چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 ، ساعت 13:8

قرن ها پيش از آنکه دانشمندان غربي به ارائه نظريه هاي زيست محيطي بپردازند، دين اسلام به محيط زيست و رابطه انسان و موجودات زنده با آن توجه داشته است. هر سال پانزدهم اسفند ماه به عنوان روز درختکاري در ايران گرامي داشته مي شود. روز آشتي با طبيعت. در ختکاري يکي از سنن پسنديده در اسلام است که به کرات نسبت به آن در روايات تاکيد شده است. امروزه با صنعتي شدن جوامع بشري درختان نقش مهم تري در زندگي بشر ايفا مي کنند، از سويي مقدمات پيشرفت بيشتر صنعت و فناوري را موجب مي شوند و منابع تامين کننده محصولاتي نظير وسايل چوبي، مبلمان، لوازم التحرير کاغذ، انواع مدادهاي مختلف و هزاران محصول ديگر محسوب مي شوند و از سوي ديگر به منزله ريه هاي يک شهر تلقي شده و نقش مهمي در تامين سلامت اعضاي جامعه را ايفا مي کنند.

اين مورد اخير از مورد قبل مهم تر مي نمايد. چرا که به دليل فعاليت کارخانجات صنعتي و نيز ازدياد وسايط نقليه عمومي و فعاليت روزانه آنها در سطح شهرهاي بزرگ آلاينده ها و گازهاي مهلک و خطرناکي نظير دي اکسيد کربن در هواي شهرها فزوني يافته و سلامت افراد را تهديد مي کند و افزايش هر چه بيشتر اين مواد آلاينده کاهش ميزان اکسيژن در هوا را سبب مي شود و اين وضع نامساعد گروه هاي آسيب پذير نظير بيماران ريوي و قلبي، سالخوردگان و کودکان را بيشتر تهديد مي کند. در چنين شرايطي مساله درخت و درختکاري راه حلي مناسب براي مبارزه با آلودگي هاي مذکور به شمار مي آيد. ايجاد جنگل هاي مصنوعي و فضاي سبز در اطراف شهرهاي بزرگ به تاسيس کارخانجات توليد اکسيژن مي ماند. در همين راستا در ايران اسلامي که ملهم از تعاليم ادبي و ديني مي باشد که خود دستاورد فرهنگ غني اسلامي ايراني است، روزي را به درخت و درختکاري اختصاص داده و آن را روز درختکاري نام نهاده اند. به اين ترتيب همه ساله در روز 15 اسفند ماه که آخرين ماه فصل زمستان است در حالي که همه ايرانيان خود را براي استقبال از روزهاي پر طراوت بهاري آماده مي کنند، نهال هاي جوان به دست خاک مهربان صبور و مقدس ايران اسلامي سپرده مي شود تا به درختاني نيرومند و سرسبز بدل گردند و به اين ترتيب گامي در آبادي ايران اسلامي برداشته مي شود و نيز امري خداپسندانه انجام مي گيرد.

در اهميت درخت و درختکاري همين بس که در روايتي معتبر از يکي از حضرات معصومين(ع) منقول است که: «حتي اگر ديدند قيامت برپا شد و شما مشغول کاشتن درختي هستيد ازاين عمل نيک خود دست برنداريد.» و اين نشانگر تاکيد و توصيه اولياء عظيم الشان اسلام به حفظ و حراست از درختان و اهميت درخت و درختکاري است. گرچه متاسفانه با پيشرفت تکنولوژي، تخريب جنگل ها و نابودي درختان علي رغم اهميت و نقش عظيمي که در زندگي انسان و حيوان و طبيعت دارد رو به افزايش است، اما جاي خوشبختي است که بشر امروز به اين عمل زشت خود اذعان و اقرار دارد و سازمان هايي را براي حفظ و حراست و گسترش پارک ها و ازدياد درختان به وجود آورده است.

درخت جلوه اي از حق و مظهري از مظاهر زيباي پروردگار عالم و موهبتي عظيم از مواهب لايتناهي اوست، به طوري که طبيعت بدون آن ناموزون و زشت مي نمايد. وجود جنگل و حضور درخت در صحنه طبيعت و زندگي انسان زيبايي بخش و شادي آفرين و موجب سبزي و خرمي و آسايش و رفاه و صفا و پاکي و طراوت است و از آن جا که خدا زيباست و زيبايي را دوست دارد، آن روز که طبيعت بکر بود و حضور دست تخريب گر انسان نبود، زمين پوشيده از درخت و گياه بود و لبريز از گل و گياه و پرنده و نور و آب و مملو از سبزي و خرمي و زيبايي و شکوه.درختان نبض زمينند و مايه حيات انسان و حيوان و حتي بعضي از گياهان، چرا که درختان با جذب گازهاي سمي از جمله گازکربنيک و ساخت و دفع اکسيژن که يکي از اساسي ترين نيازهاي حيات انسان و حيوان است، باعث دوام حيات انسان و سلامت چرخه طبيعت مي شوند. کلمه باغ و جنگل، همیشه احساس خوب و شادی را در روح و روان آدمی برجای می گذارد. در توصیف بسیار زیبا و دل انگیزی از امیرمؤمنان علی علیه السلام در مورد باغ و درختان آمده است: «پس زمین به وسیله باغ های زیبا، همگان را به سرور و شادی دعوت کرد و با لباس نازک گلبرگ ها که بر خود پوشید، هر بیننده ای را به شگفتی وا داشت و با زینت و زیوری که از گلوبند گل های گوناگون، فخرکنان خود را آراست، هر بیننده ای را به وجد آورد». پس بیائید در توسعه، حفظ و نگهداری درختان سرسبز شهرمان همگام و همدل شویم...

 

کودک و شادی های فراموش شده
ارسال شده در تاریخ پنجشنبه بیستم بهمن 1390 ، ساعت 10:48

در این شهر خواب زده کودکان فراموش شده اند، شهر ها هر روز بزرگ و بزرگ تر می شود، آنقدر صدای ماشین ها و و موتور سیکلت های مختلف در گوشمان پیچیده است که دیگر به آن عادت کرده ایم، حتی چشم هایمان نیز به این همه اقدامات برای تبدیل کردن شهرها به کلانشهرها عادت کرده است. این همه تلاش اما تنها برای آدم بزرگ های به خواب رفته صورت می گیرد و در این میان دیگر هیاهو و شلوغی به همراه صدای جیغ و فریاد کودکانمان که از فرط شادی در شهر بازی از خود بی خود شده اند، شنیده نمی شود. 

اماکن تفریحی و سرگرمی به عنوان یکی از ضرورت های داشتن یک زندگی سالم و با کیفیت در شهرها و کلان شهرها همواره از سوی کارشناسان مطرح می شود.این امکانات مجموعه ای از ویژگی های ضروری در وجود انسان ایجاد می کند که موجب افزایش و به دست آوردن تجارب بیشتر افراد در خارج از خانه، مدرسه و محل کار می شود. 

این در حالی است که بسیاری از کارشناسان در حوزه های مختلف معتقدند همگام با افزایش جمعیت و بزرگ‌تر شدن شهرها باید امکانات رفاهی، سرگرمی و تفریحی نیز در شکل ها و قالب های مختلف همچون شهر یا شهرک های بازی ایجاد شود و زیرساخت های لازم تفریحی و سیاحتی برای شهروندان به ویژه کودکان که نقش آنها به طور کامل در سال های اخیر در کلانشهری چون تهران نادیده گرفته شده است، مورد توجه قرار گیرد. 

براساس بررسی های و تحلیل های انجام شده از سوی کارشناسان شهری در سال های اخیر ایجاد و توسعه امکانات سرگرمی و تفریحی در قالب فضاهایی تحت عنوان "شهربازی" بیش از همه مورد توجه بوده است.

این توجه زمانی دو چندان می شود که کارشناسان با تعطیلات 90 روزه تابستان و 15 روزه آغاز سال جدید همچنین 5 ساعت و 23 دقیقه اوقات فراغت روزانه هر ایرانی مواجه می شوند.

شهرها روزبه روز پرجمعیت تر و بزرگ تر می شود اما این بزرگی تنها با افزایش مسكن و راه های ارتباطی شكل می گیرد. در این شرایط نه تنها تفریحگاه های جدید به شهر اضافه نمی شوند، بلكه هر ساله اتفاقاتی می افتد كه شهروندان بیش از پیش فقر فضاهای تفریحی را احساس می كنند. این در حالی است که بسیاری از کارشناسان شهری با مقوله جدیدی به نام شهر و کودک مواجه شده و معتقدند شهرهای جدید باید به گونه ای طراحی شوند که کودک و امکانات رفاهی و تفریحی آن نیز دیده شود.
کودک و شادی های ما در شهرهای ایران فراموش شده و هیچ فضایی را حتی در آپارتمان هایمان برای آنها در نظر نمی گیریم. این در حالی است که شخصیت افراد جامعه متاثر از دوران کودکی شان است.

والدین همواره تلاش می کنند که امکانات رفاهی را در داخل منزل برای کودک فراهم کرده اما طراحان شهری هیچ تلاشی برای فضای بیرون از خانه کودک نکرده و آنها با بیرون آمدن از منزل دچار سردرگمی می شوند که تاثیرات منفی آن سال های بعد در جامعه نمود پیدا می کند.

 امروز ضرورت ساخت اماکن تفریحی همچون شهر بازی در هر منطقه شهری با توجه به افزایش جمعیت و نیاز جوانان به حضور در چنین مکان هایی بیش از پیش احساس می شود، اما متاسفانه تعداد شهربازی ها و پارک های فعلی سطح شهر بیش از تعداد انگشتان یک دست نیست. 

کم شدن مساحت خانه ها حتی حذف حیاط از امکانات واحدهای مسکونی شاید نخستین موردی است که در نگاه اول می توان آن را عاملی برای تغییر در بازی های کودکانه دانست. موضوعی که نه تنها هیجان همراه با تحرک را از دنیای کودکانه به تدریج حذف کرده است بلکه جای خود را به بازی های رایانه ای بدون نیاز به جنب و جوش داده است. شاید به همین دلیل است که نوذرپور تاکید دارد که با توجه به آپارتمانی شدن خانه ها باید پارک، فضای سبز و اماکن تفریحی مناسب و استاندارد را نزدیک آپارتمان هایی برد که هر روز بلندتر از یکدیگر در این کلانشهر ساخته می شود، اما هم اکنون مکان هایی تحت عنوان شهر بازی در فضاهای کوچک و بسته راه اندازی شده است که هیچ شباهتی به شهر بازی ندارد. 


سرزمین عجایب، کلبه شادی و تیراژه این روزها نخستین گزینه کودکان حتی خانواده ها برای داشتن اوقات شاد هستند. این در حالی است که این کارشناس شهری وجود مکان هایی همچون سرزمین عجایب را هم برای سلامتی جسمی و ذهنی کودکان و هم برای آینده اقتصادی و اجتماعی شهر تهران خطرناک عنوان می کند و می گوید:«احداث شهربازی جدای از مباحث اقتصادی و گردش سرمایه باید به کودک در تخلیه انرژی جسمی اش کمک کند، اما متاسفانه بازی هایی که در سرزمین عجایب وجود دارد بیشتر کامپیوتری بوده و تاثیرات عصبی فراوانی روی کودکان دارد.»
رفتن به شهر بازی، پارک و سایر اماکن تفریحی امکان داشتن تجربه های جدیدی را برای کودک فراهم می کند، این که در دوران کودکی لذت گذراندن اوقات فراغت را در کنار خانواده حس کند و این خود عاملی می شود تا آنها در دوران جوانی و نوجوانی نیز در کنار خانواده بوده و از معاشرت با افراد و دوستانی که گاه ممکن است آینده آنها را به تباهی بکشاند، پرهیز کنند. همچنین بسیاری از روانشناسان کودک و جامعه شناسان نسبت به این موضوع اعلام خطر کرده و معتقدند که کودکان شهرهای بزرگی همچون تهران به دلیل زندگی کردن در فضاهای آپارتمانی باید انرژی خود را در جایی تخلیه کنند و شهربازی بهترین مکان برای این امر است. موضوعی که جامعه شناسان نیز بر آن تاکید دارند. 

از این رو راه اندازی اماکن تفریحی به ویژه شهر بازی که شادی فراوانی را برای کودکان ایجاد می کند، باید براساس نیازبندی مناطق، بافت و تراکم جمعیت صورت گیرد.

نگاهی به دفع زباله در کشورهای دیگر دنیا
ارسال شده در تاریخ شنبه هشتم بهمن 1390 ، ساعت 8:11

در کشورهای پیشرفته همیشه در مورد زباله و فرهنگ تولید آن بحث و جدل های فراوانی وجود دارد. تکنولوژی در آن کشورها همیشه بعنوان یه مبنا در امور دفع و دفن و بازیافت زباله ها کمک شایانی به آنها نموده است.

انگلستان:

پیشرفت تکنولوژی و افزایش جمعیت، بازیافت صنعتی زباله‌ها را به یکی از مهم‌ترین چالش‌های زیستی در انگلستان تبدیل کرده است. آمارها نشان می‌دهند 60 درصد زباله‌های خانگی انگلیس قابل بازیافت است، در حالی که تنها 7/17 درصد آن بازیافت می‌شود

آمریکا:

در آمریکا تلاش‌ها برای کاهش زباله‌های خانگی و تجاری تحت نظر آژانس محافظت از محیط زیست آمریکا انجام می‌شود. امروزه آمریکا 28 درصد زباله‌های خود را بازیافت می‌کند که این میزان در 15 سال گذشته تقریباً 2 برابر شده است. بازیافت انواع خاصی از زباله‌ها در این کشور افزایش بیشتری داشته است. 42 درصد کاغذها، 40درصد بطری‌های پلاستیکی، نوشابه‌های غیرالکلی، 55 درصد قوطی‌های آلومینیومی، نوشیدنی‌ها، 57 درصد بسته بندی‌های استیل و 52 درصد سایر اشیا هم بازیافت می‌شوند.

 آلمان:

آلمانی‌ها خود را قهرمان حفظ محیط زیست می‌دانند. جداسازی زباله‌های خانگی امری بسیار مهم برای مردم آلمان است. در هر آپارتمان معمولاً 5 سطل برای 5 نوع زباله وجود دارد که با رنگ‌های جداگانه مشخص شده‌اند؛ زرد برای بسته بندی‌ها (کارتون‌های قدیمی شیر)، آبی برای کاغذ و مقوای نازک، سطل‌های ویژه شیشه در 3 قسمت شیشه‌های روشن، قهوه‌ای و سبز و یک سطل برای مواد غذایی و گیاهی و سرانجام یک سطل سیاه برای سایر زباله‌ها که مناسب برای افرادی است که حوصله جداسازی زباله‌ها را ندارند. آلمانی‌ها ملزم به رساندن زباله‌های خاص مانند باتری و مواد شیمیایی به مراکز بازیافت هستند و اگر کسی این کار را نکند، مرتکب جرمی اداری و قابل پیگرد شده که البته در عمل به ندرت در این مورد، پیگرد قانونی رخ می‌دهد.

 ایتالیا:

قوانین زباله در ایتالیا از منطقه‌ای به منطقه دیگر بسیار متفاوت است. افرادی که تا فاصله 500 متری خانه خود دارای سطل بازیافت باشند و زباله‌های خود را جدا نکنند تا 619 یورو جریمه خواهند شد. ساکنان رم معتقدند که معمولاً یافتن سطل زباله در این شهر سخت بوده و در صورت یافتن هم اغلب پر هستند. شورای شهر رم اخیراً خواستار ایجاد سطل‌های زباله جدید با رنگ‌های مختلف برای جداسازی زباله‌ها شده است.

سوئیس:

 سوئیس تجهیزات بازیافت زباله خود را به درستی مورد تمجید قرار می‌دهد. شیشه و کاغذ نمونه‌ای از زباله‌هایی هستند که به طور متوسط در سوئیس دور انداخته نمی‌شوند. در اکثر سوپرمارکت‌ها سطل‌های مجزایی برای بطری‌هایی با شیشه سبز و قهوه‌ای وجود دارد. هر شهر این کشور به طور ماهانه به جمع‌آوری رایگان زباله‌های کاغذی می‌پردازد که تنها شامل روزنامه‌های قدیمی نمی‌شود و اکثر مردم همه اشیای ساخته شده از مقوای نازک یا کاغذ را از پاکت غلات تا قبض‌های تلفن قدیمی مورد بازیافت قرار می‌دهند. آلومینیوم و حلبی به مخازن محلی منتقل شده، بطری‌ها به سوپرمارکت‌ها بازگردانده می‌شوند و روغن‌های قدیمی یا سایر مواد شیمیایی در نقاط ویژه‌ای نگهداری می‌شود. بطری‌های پلاستیکی رایج‌ترین محفظه نوشیدنی‌ها در سوئیس هستند که 80 درصد آنها بازیافت می‌شوند که بسیار بیشتر از میانگین اروپا با 20 تا 40 درصد است.

دانمارک:

در دانمارک این امر تحت تأثیر فلسفه یکی از سبزترین کشورهای دنیا قرار دارد. هم اکنون چند دهه است سیاست زیست محیطی دانمارک به زباله به عنوان یک منبع می‌نگرد. در سال 2003 به طور میانگین هر دانمارکی 559 کیلوگرم زباله داشته است که از پلاستیک و کاغذ تا بطری و بطری متفاوت بوده است. حدود 10هزار دانمارکی در تجارت جمع‌آوری زباله فعالیت می‌کنند که حدود 1/0 درصد کل جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهد. تلاش سخت برای دستیابی به دانمارکی سبزتر باعث شده که این کشور به رکوردی جالب دست یابد. آمار دولتی نشان می‌دهد در سال 2003، 31 درصد زباله‌های خانگی بازیافت شده و 62 درصد سوزانده شده است. 6 درصد باقی‌مانده نیز در زمین دفن شده است. اگرچه میزان کل زباله‌های دانمارک به ‌اندازه‌ای نیست تا این کشور به ایجاد مراکز بازیافت زباله بپردازد اما به ویژه زباله‌های پلاستیکی، زباله محصولات الکترونیکی، بطری‌ها و فلزات برای بازیافت به خارج از این کشور فرستاده می‌شوند. دولت همچنین در حال ‌ترغیب صنایع به تولید محصولاتی است که زباله‌های کمتری را از خود به جای می‌گذارند تا میزان تولید زباله کشورش را محدود کند.

نگاهی گذرا به روش های نوین دفع زباله در نقاط مختلف جهان تجربه ها و روش های جدیدی را در اختیار ما خواهد گذاشت که بکارگیری آن می تواند در رفع بسیاری از مشکلات ما در این خصوص مثمر ثمر واقع شود.

 

ارسال شده در تاریخ شنبه هفدهم دی 1390 ، ساعت 9:47

نقش شهرداري در میزان نشاط و شادابی شهروندان

در برداشتی که از تعاریف و تعابیر روان شناسان و محققان در تعریف نشاط و شادابی می شود، نشاط را یک هیجان مثبت و خوشی ارزیابی کرده اند که احساسات منفی و افسردگی در آن پایین است و فرد از خود و زندگی اش رضایت دارد.
در رابطه با اوقات فراغت شهروندان نیز شهرداری با در اختیار داشتن امکاناتی مانند پارک ها، فرهنگسراها و زمین های ورزشی می تواند اوقات فراغت شهروندان را با تسهیلات ورزشی و امکانات سالم پر نماید. بنابراین پیشنهاد می شود شهرداری، اولاً شهروندان را نسبت به اهمیت اوقات فراغت آگاه نماید و با ارائه امکانات و تسهیلات لازم خصوصاً امکانات ورزشی در پارک ها و فضاهای ورزشی و احداث این فضاها در سطح شهر شرایط گذران اوقات فراغت شهروندان را فراهم نماید.

بر اساس بررسی های اجتماعی انجام شده میزان برخورداری از مهارت های اجتماعی موثر، از متغیرهای مهمی است که تاثیر آن را نظریه پردازان بر میزان نشاط و شادابی بیان کرده اند. بنابراین، شهرداری با تبلیغ و اطلاع رسانی و آگاهی بخشی به شهروندان، می تواند میزان مهارت های اجتماعی شهروندان را با برگزاری کلاس هایی در فرهنگسراها، کارگاه های آموزش مهارت های اجتماعی و برگزاری سخنرانی ها در جشن ها و مراسم مختلف افزایش دهد.

شهرداری در تبلیغات و آموزش هایی که برای شهروندان برگزار می کند باید امید به آینده را به عنوان یکی از متغیرهای تاثیر گذار در افزایش میزان نشاط و شادابی شهروندان تقویت نماید.البته بر افزایش امید به آینده در ابعاد اجتماعی، سیاسی و شخصی شهروندان بیشتر تاکید می شود.

احساس بصیرت اجتماعی که در مقابل آنومی و بی هنجاری می آید نیز می تواند به عنوان یکی دیگر از متغیرهای تاثیر گذار در ایجاد فضایی شاداب و بانشاط موثر باشد. در اینجا شهرداری به عنوان یکی از مهمترین و موثرترین سازمان های خدمات رسانی به شهروندان، می تواند با ایجاد فضای قاعده مند و شفاف در افزایش میزان نشاط و شادابی شهروندان موثر باشد.

بنابراین شهرداری باید شرایطی را فراهم کند تا شهروندان در فعالیت های شهری مشارکت داشته باشند خصوصاً مشارکت اجتماعی، که یکی از مولفه های افزایش نشاط و شادابی شهروندان است. بدین معنی که هر چه شهروند احساس کند مشارکت بیشتری در اداره شهر دارد احساس نشاط و شادابی بیشتری خواهد داشت.

شهرداری همچنین با توسعه امکانات ورزشی در سطح شهر، احداث کتابخانه در فرهنگسراها، توسعه فضای سبز، برگزاری نمایشگاه های هنری در فرهنگسراها و اطلاع رسانی مناسب می تواند در جهت گذران اوقات فراغت شهروندان و به دنبال آن افزایش نشاط وشادابی آنان موثر باشد.

مدیریت حمل و نقل شهری
ارسال شده در تاریخ یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 ، ساعت 12:29

رشد روزافزون وسائط نقیله عمومی و افزایش سریع خودروهای شخصی در کلانشهرها  هر روز بیش از پیش وضعیت ترافیکی شهر را پیچیده تر و زندگی در آنها را مشکلتر می کند، از طرفی حمل و نقل و مسائل مرتبط به آن همراه یکی از مشکلات زندگی شهری به شمار می رود. مدیریت و برنامه ریزی حمل و نقل و ترافیک شهری راهکاری است برای حل معضلات ترافیک شهرها, که در اکثر جوامع مورد توجه بوده است.

روند سريع توسعه شهرنشيني منجر به افزايش تقاضا براي زيرساخت ها نظير تأمين آب آشاميدني، شبكه برق و ايجاد امكانات حمل و نقل گرديده است. عدم كفايت سيستم موجود يا مديريت هاي موازي در بخش مديريت ترافيك شهري موجب افزايش فاصله بين تقاضا و عرضه امكانات حمل و نقل گرديده است. ترافيك ، افزايش قابل توجه زمان جابجایي، افزايش تصادفات، آلودگي صدا و نزديك شدن ميزان آلودگي هوا به مرزهاي تهديد سلامت انساني از تبعات سيستم حمل و نقل ناپايدار در مناطق شهري مي باشد. پايداري تنها با ايجاد تغييرات در طراحي، الگوهاي استفاده و مديريت وسايل نقليه حاصل نمي شود بلكه بايد تغييراتي در نحوه تفكر نسبت به شناخت و ارزشيابي راهكارهاي ممكن براي حل مشكلات حمل و نقل ايجاد گردد. يك سيستم حمل و نقل پايدار نيازمند فعاليت هايي بيش از كنترل آلودگي هوا، ترافيك يا كاهش مصرف سوخت است و بررسي ها نشان داده است كه هيچ راه حل منفردي براي حل مشكلات پيچيده حمل و نقل وجود ندارد و رفع. چنين مشكلي نيازمند يك سازوكار جامع، پويا و قابل اطمينان است. مديريت پايدار حمل و نقل اثرات توسعه حمل و نقل را بر روي كارايي اقتصادي، موضوعات زيست محيطي، مصرف منابع، كاربري اراضي و عدالت اجتماعي مورد توجه قرار مي دهد و به كاهش اثرات زيست محيطي، افزايش بازدهي سيستم حمل و نقل و بهبود وضعيت زندگي اجتماعي كمك مي كند و هدف آن سيستم افزايش كارآيي و جابه جائي كالاها، خدمات و افراد با حداقل مشكلات دسترسي است . كه بدون سازماندهي مجدد استراتژي ها، سياست ها و برنامه ها قابل دستيابي نخواهد بود واقعيت اين است كه وضعيت جابه جائي مردم در دنياي امروز نامطلوب است و بدون انجام اقدامات اصلاحي و پيشگيرانه بدون شك در آينده نزديك تبديل به يك بحران خواهد گرديد لذا هم كشورهاي توسعه يافته و هم در حال توسعه ناگزير به حركت بسوي مديريت پايدار حمل و نقل هستند و براي حل معضلات عديده ترافيكي در شهرها مي بايست مباني و اصول حمل و نقل پايدار را به عنوان مركز ثقل برنامه هاي آتي حمل و نقل مد نظر قرار دهند.

ویژگی های هنر معماری اسلامی
ارسال شده در تاریخ دوشنبه سی ام آبان 1390 ، ساعت 8:24

معماری اسلامی برگرفته از زبان قرآن است و عمق و غنای تمدن اسلام را با بهره‌گیری از روح معنویت نشان می‌دهد. این امر به گونه‌ای است که اعتقاد به توحید و ایمان به تعالیم اسلام به عنوان اندیشه زیبایی‌شناسی دین اسلام در معماری اسلامی تجلی می‌یابد مؤلفه‌های به جا مانده از پیش از ظهور اسلام نشان می‌دهد از زمانی که انسان هنر را شناخت یعنی از هزاران سال پیش به طراحی رنگی از حیواناتی که منقرض شدند به منظور نشان دادن واقعیتها و مهارتهای خود بر روی دیوارها پرداخت . در واقع هنر پیش از زبان و ادبیات در زندگی انسان وسیله‌ای برای برقراری ارتباط او به شمار می‌رفت

هنگامی که تمدن پا به عرصه وجود گذاشت، خیزشی جدی در ارائه مهارتهای موجود ایجاد شد که اینک در کشورهای اسلامی و غیراسلامی بخوبی قابل رؤیت است که برخی از آنها به هزاره هفتم قبل از میلاد مسیح (ع) باز می‌گردد اما آنچه که بیشتر از دیگر هنرها توجه انسان را به خود معطوف داشت، معماری و هنرهای تجسمی بود که انسان بر روی اشیاء یا ساختمانهایی که می ساخت از هنر خود بهره مند می شد و آن را به نمایش می گذاشت.

 معماری هنری بود که به غیر از تنوعات رنگی، هویت و فرهنگ را نشان می‌داد؛ به گونه‌ای که تجلی معماری در تصاویر یا کنده کاریها بخوبی نمایان است. در قصرهای ساخته شده در زمان امویان کنده‌کاریهای رنگی و غیررنگی با عکسهای قدیمی بسیاری داشت. دست نوشته ها، ظروف و یا اثاثیه هایی که به علت تنوعات رنگی و نوع کار بر روی آنها از اهمیت به سزایی برخوردارند، نشانگر ارتباط و علاقه انسان با هنر است.

هنر معماری اسلامی به واسطه وجود معماران زبردست که فعالیتهای ابداعی انجام می دادند با رعایت یکسری اصول خاص بسط و گسترش یافت که این هنر بر درایت و نوع نگاه دینی شخص صحه می گذاشت؛ در واقع این نوع معماری بر نظرات، تجارب و ابتکاراتی متکی بود که معمار از آن بهره می گرفت. این مسئله منجر به تنوع در معماری اسلامی شد و با توجه به اینکه این معماری از زبان قرآن نشأت می گرفت، عمق و غنای تمدن اسلام را با بهره گیری از روح معنویت نشان می داد.

با وجود تفاوت میان معماری و هنر معماری، معماری اسلامی دارای شاخصه های متفاوتی می شود که آن را از سبک و سیاقهای دیگر بناها جدا می سازد. این مؤلفه ها شامل هندسه علمی و هنرهای ابداعی بر گرفته از اندیشه های معنوی شخص می‌شود. ابداعی که معمار از آن بهره مند می شد، شیوه ای است که در هنر معماری پیش از این سابقه نداشته است و این به علت ویژگیهای دینی در اندیشه زیبایی شناسی اسلام است که در هنر معماری اسلامی متجلی شده است. ارتباط معماری با دین اسلام نشانه اعتقاد به توحید، ایمان و عمل به آموزه ها و تعالیم دین اسلام است.

 اندیشه توحیدی مبنی بر اعتقاد به خدای واحد سبکی بود که در اکثر هنرهای اسلامی به عنوان موضوعی بکر به کار می رفت.

 معماری اسلامی هنری بود که نه تنها در اماکن دینی چون مساجد مورد استفاده قرار می گرفت، بلکه از آن در مدارس، ضریح ها و قصرها و حتی خانه ها و حمامها نیز بهره گرفته می شد. مقیاسهای ریاضیات و هندسه در معماری اسلامی بسیار مورد توجه بود.

دورانی که معماری اسلامی در اوج رشد و شکوفایی خود بود، ارتباط معنوی شایسته ای با نیازهای انسان، شرایط زندگی و اجتماعی زمان خود برقرار می کرد . بنابراین می توان گفت که معماری اسلامی با روح تمدن اسلام تطبیق داشت. 

هویت معماری اسلامی در همه جهان با وجود تنوعات زبانی و تمدنی یکسان است و این تنوعات از چین تا اقیانوس اطلس با وجود تعددات فرهنگها دیده می شود. اگر چه رومیها و دیگر اقوام نیز دارای معماری بودند، اما معماری اسلامی ویژگی خاص خود را داشت. از دیگر ویژگیهای هنر معماری اسلامی تزئینات است که مسجد النبی به عنوان اولین بنای اسلامی دارای معماری اسلامی دارای این ویژگی بوده است. اگر چه در زمان نبی اکرم (ص) سقف آن از شاخه های نخل بود و با اتکا به عناصر تزئینی ساخته نشد، اما در زمان ولید بن عبدالملک معماری اسلام با استفاده از موزاییکهایی با رنگهای بسیار زیبا و متنوع معنوی در آن به کار رفت.

در هنر معماری اسلامی بیشتر از آیات قرآن به عنوان برجسته ترین ابداعات هنر اسلامی مورد استفاده قرار می گرفت که نوشته‌هایی از آیات قرآن بر روی سقفها، دیوارها و یا ستونها استفاده و به شکل خاص تزئین می شد . از برجسته ترین و قدیمی ترین خطوط زیبایی که با هنر معماری اسلامی تزئین شده داخل قبه الصخره است که آیات قرآن با خط کوفی نوشته و با موزاییک تزئین شده است.